صبح که پا شدیم تو همون اتاقمون یک قهوه درست کردیم و با کوکی های خوشمزه ای که برامون گذاشته بودند خوردیم و دوباره بارو بندیل بسته حرکت کردیم . تا سانفرانسیسکو راه زیادی نداشتیم و قرار بود که در شهر کارمل برای نهار توقف داشته باشیم . راه افتادیم و نم نم که رفتیم و یکی دوتا هم توقف داشتیم حدود 2 ساعت بعد به کارمل رسیدیم . کارمل یک شهر کوچیک و خیلی قشنگ بود راه افتادیم به گشت و گذار تو کوچه ها و دیدن ویلاها و خونه های زیبا ی شهر. این شهر به داشتن خونه های عروسکی زیباش شهرت داره







این شهر از شهرهای گرانقیمت هستش و معمولا مردم زمان بازنشستگیشون می رن اونجا که زندگی آرومی رو داشته باشن .
بعد هم تو یک رستوران که از تریپ ادوایزر پیداش کرده بودیم نهار خوردیم و بعد راه افتادیم به سمت مارتینز که محل زندگی خانواده دوست داشتنی عمه ام هست .


دیدن عمه و بخصوص شوهر عمه ام بعد از شاید 35-36 سال واقعا لذت بخش بود . خوردن چلو کباب دست پخت شوهر عمه ام واقعا دور همی اون شبمون رو دلچسب کرد .
روزانه های مادر خانومی...
ما را در سایت روزانه های مادر خانومی دنبال میکنید
برچسب: سفرنامه,آمریکا,قسمت,
نویسنده:
بازدید: 27
تاريخ: جمعه
27 مرداد
1396 ساعت: 12:21