سفرنامه آمریکا قسمت9 - Lego Land

خرید بک لینک

صبح ساعت 9:30 از خونه در اومدیم به سمت لگو لند .از بین این سه تا مجموعه ای که انتخاب کرده بودیم از نظر من بهترینش همین لگولند بود .یک مجموعه تو فضایی خیلی بزرگ و باز که همه جاش پر بود از مجسمه های زیبا یی ساخته شده از لگو . برای من لگو خاطرات زیادی از بچه گیم هستش ساعتهایی طولانی با دختر عمه ها و پسر عمه ام در خانه قدیمی مادربزرگ به لگو بازی گذشت دعواهای بی شماری که سر یک دونه لگو با هم می کردیم و چه لذتی داشت این ساختن و ساختن و ...

لگولند یک مجموعه تفریحی خیلی زیبا و سرگرم کننده ای است که شباهت زیادی به دیزنی لند داره با این تفاوت که دیزنی لند فضا و شخصیت ها همه مربوط به شخصیت های دیزنی است و در لگو لند همه فضا پر است از سازه هایی زیبا از لگو . لگولند در کشورهای دیگه هم شعبه داره از جمله دوبی و مالزی . اما ما هیچکدوم رو نرفته بودیم و این بار اولمون بود که به لگولند می رفتیم .طبق معمول اول نقشه راه رو گرفتیم که ببینیم چطوری باید برنامه امون رو تنظیم کنیم که به همه جا برسیم از اونجاییکه برخلاف سی ورد اینجا برنامه نمایشی در کار نبود پس می تونستیم با خیال راحت از همون جلو شروع کنیم و بریم تا به انتها و لزومی نداشت که مثل دیروز برای رسیدن به شوهای مختلف هی نقشه بدست از این سر پارک بریم اون سر پارک . خوشبختانه تو لگولند علاوه بر راید های ترسناک ، یکعالمه بازیهای تفریحی و دیدنی هم بود که می شد کلی ازشون لذت برد مثل گردش روی رودخانه با قایق که در بین مسیر کلی از مکانهای معروف دنیا رو مثل برج ایفل ، تاج محل ، مجسمه آزادی و ... با لگو ساخته بودند . یا یک قایقی سوار شدیم و اینبار تمام مسیر شخصیت های والت دیزنی رو که با لگو ساخته بودند دیدیم مثل سفید برفی ، سیندرلا و ... و یا ماشینهایی سوار شدیم ساخته شده با لگو روی ریل و ... البته چندتا رولرکاستر ترسناک هم سوار شدیم ها و بامزه ترینش یک اژدهایی بود که در ورودی و صفش اصلا نمی دونستی که تو صف چی هستی و فقط یک قلعه بزرگ بود و وقتی به لحظه سوار شدن رسیدیم یک قطاری بود به شکل اژدها که خب سوار شدیم و هنوز هم نمی دونستیم چی در انتظارمونه و قلب من از ترس تالاپ تولوپ می کرد اما بعد که سوار شدیم رفتیم توی یک فضای سربسته و تاریک که مثل مصر باستان طراحی شده بود و واقعا سازه های جالبی از مصر و آدمهاش و مومیایی هاش بود همه از لگو و خلاصه خیلی جالب بود و منهم دیگه با خیال راحت داشتم لذت می بردم که از تونل در اومدیم به خیالمون که الان پیاده می شیم اما زهی خیال باطل یکدفعه یک ریل های پر پیچ و خمی جولومون دراومد و چشمتون روز بد نبینه قطار با سرعت شروع کرد حرکت روی این ریل ها ...خلاصه دخلمون دراومد ... فروشگاههای لگولند هم خیلی جالب بودند علاوه برخرید محصولات بسته بندی لگو ، می تونستیم قطعات لگو روکه بصورت باز در سایز و رنگهای مختلف گذاشته بودند رو بصورت کیلویی بخریم . تو لگو لند مکانهایی هم بود که بچه ها می تونستند بروند بشینند و با آجرهای لگو برای خودشون بازی کنند و البته با وجود اونهمه سرگرمی و تنوعی که تو لگولند بود این قسمت خیلی طرفدار نداشت . یک قسمت هم بود که شبیه سازی کارخانه لگو سازی بود که مراحل ساخت لگو رو از ابتدا تا انتها نشون می داد .

طبق معمول همه فضاهای تفریحی اونورآبی ، امکانات سرویس بهداشتی و رستوران و نوشیدنی و .. همه کاملا دردسترس بود و خلاصه تو مدتی که تو اون محیط بودی هیچ کم و کسری حس نمی کردی . گردش اونروز تو لگو لند خاطره خوش دیگه ای بود که از سفر آمریکا برامون باقی موند .


برچسبها: سفرنامه آمریکا روزانه های مادر خانومی...

ما را در سایت روزانه های مادر خانومی دنبال می‌کنید

برچسب: سفرنامه,آمریکا,قسمت, نویسنده: بازدید: 10 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 12:06

صفحه بندی