روز آخری رو که در ساندیه گو بودیم روزش رو به پیاده روی تو ساحل گذروندیم ،یادمه که باد هم زیاد داشت و پیاده روی تو اون هوا و حس کردن قطرات آب دریا که با باد تو هوا پخش می شد رو صورتمون ، حال و هوای خاصی داشت اگه وقت داشتیم و پیاده روی رو ادامه می دادیم به ساحل ل*خ*ت*ی ها می رسیدیم ، جایی که همه تو ساحلش باید کاملا لخت باشند ، و ما کاملا کنجکاو بودیم که از دور هم که شده یک سرکی بکشییم اما حیف که وقت نداشتیم و برنامه عصر داشتیم ... اون روز عصر برنامه رفتن به داون تاون ساندیه گو بود که جایی بود که نباید اونجا رو ندیده ساندیه گو رو ترک می کردیم . حدود ساعت 6 عصر اونجا بودیم فضایی کاملا سنتی و مطابق با حال و هوای مکزیک و پر بود از مغازه های خنزر پنزر فروشی که اکثرا فروشنده ها
مکزیکی بودند

کلی اونجا مغازه های نون فروشی بود که نون های مکزیکی می فروختند ، نونهای شبیه تافتون اما کوچیکتر با آرد ذرت به نام ترتیلا که با روغن مخصوصی سرو می شد .ما همینطور که قدم می زدیم و از حال و هوای متفاوت اونجا لذت می بردیم از این نونها هم خوردیم و کلی تو مغازه ها گشتیم و خنزر پنزر ها رو زیر و رو کردیم و من چند تایی مگنت هم برای یادگاری از این شهر زیبا برای روی یخچالم خریدم و دست آخر هم رفتیم رستورانی که دعوتمون کرده بودند که یک رستوران سنتی و مکزیکی تو هوای آزاد بود و با موزیک زنده ه ای که داشت کلی فضا شاد شده بود ، و در کل نمی شه با مکزیکی ها باشی و حال و هوات عوض نشه و ناخودآگاه شاد و شنگول نشی


رسم رستورانهای مکزیکی اینه که همون اول که می شینی با یک سینی چیپس ذرت و سس های مختلف که بیشترشون هم تنده ازت پذیرایی می شه

بعد در حالیکه داری اردورت رو می خوری می تونی از موسیقی زنده و رقص و حال و هوای شاد اونجا لذت ببری



اینم از شب آخر ما در سندیه گو ، خیلی خوش گذشت ، سعی کردم حال و هواش رو با عکس بهتون نشون بدم . عکسها رو من نگرفتم همه رو از اینترنت دانلود کردم ، امیدوارم لذت ببرید .
برچسبها: سفرنامه آمریکا روزانه های مادر خانومی...
ما را در سایت روزانه های مادر خانومی دنبال میکنید
برچسب: سفرنامه,آمریکا,قسمت,
نویسنده:
بازدید: 12
تاريخ: پنجشنبه
23 شهريور
1396 ساعت: 12:06