سفرنامه آمریکا قسمت 16- Berkeley university

خرید بک لینک
بعد از دو روز استراحت و دید و بازدید و فامیلی بازی روز سوم رسید و اونروز داییم قصد بازگشت به شهر خودش رو داشت و باید می رسوندیمش به فرودگاه و ... مراسم وداع با داییم طبق معمول همه خداحافظی ها سخت بود داییم ماشینی رو که تو این دو هفته کرایه کرده بود و کلی جاده ها رو رفته بودیم رو تو فرودگاه برگردوند و بعد خداحافظی ازش جدا شدیم و به همراه عمه و دختر عمه عزیزم راهی برکلی شدیم ، برکلی یک شهر دانشگاهی در نزدیکی سانفرانسیسکو هستش که به دانشگاه برکلی که از معتبرترین دانشگاه های دنیاست معروفه .

جالب اینکه بیشتر دانشجویان برکلی رو چینی ها و هندی ها تشکیل می دن . و ما تورهای دانشجویی زیادی رودیدیم که دانشجویان جدید به همراه خانواده هاشون بودند که داشتن تو محوطه دانشگاه به همراه یک راهنما با دانشکده های مختلف آشنا می شدن .

اینجا دخترهای من هستن که دارن به امید پذیرفته شدن تو این دانشگاه ، به برج معروفش نگاه می کنند .

و اینم صحنه غذا دادن به سنجاب هاست ... معلومه که دانشجو ها مناسبات خوبی با سنجابها دارن که اینا انقدر اهلی شده ان

وقتی رفتیم تا از بوفه دانشگاه یک چیزی بخریم متوجه قیمت مناسب خوراکی ها شدم و عمه ام به این موضوع اشاره کرد که محل های دانشگاهی معمولا اجناس رو با قیمتهای خیلی مناسب تر میشه تهیه کرد

و بعدا تو شهر کلی فروشگاه کفش و لباس دست دوم دیدیم که روی درشون نوشته بود بخرید ، بفروشید ، عوض کنید . خیلی برام جالب بود که معمولا دانشجوها می آن اینجا ها و لباسهای رو که دیگه ازشون خسته شدن رو با یک لباس دیگه عوض می کنند و یا می فروشن و... اینم از مزایای شهرهای دانشجویی .

اینم از نماد دانشگاه برکلی

برای نهار یا در واقع شام رفتیم به یک رستوران ساحلی و یک غذای خوشمزه مکزیکی خوردیم


برچسبها: سفرنامه آمریکا روزانه های مادر خانومی...

ما را در سایت روزانه های مادر خانومی دنبال می‌کنید

برچسب: سفرنامه,آمریکا,قسمت, نویسنده: بازدید: 2 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:21

صفحه بندی